بابا صفرى
98
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
چشم و گوش تماشاگران را محظوظ ميساخت و چون تكم مخصوص نوروز بود تصانيف و آوازها نيز همواره دربارهء بهار و عيد سروده ميشد و جنبهء بشارتى براى بپايان رسيدن زمستان و آمدن بهار داشت . مطلع آنها در اين اواخر غالبا چنين بود : بهار آمد بهار آمد خوش آمد * سيزون بو تازه بايراموز مبارك « 1 » اين اشعار گاهى جنبهء انتقاد داشت و لبهء تيز اين انتقاد هم در دورههاى گذشته متوجه زنانى بود كه بجاى خانهدارى بيشتر بمهمانى و گردش ميرفتند و به زبان محلى عنوان « گزهگن آروادلار » به خود ميگرفتند . تكمچىها تقريبا از يك ماه به عيد مانده پيدا ميشدند و بدر خانهها ميآمدند و رسيدن بهار و نوروز را مژده ميدادند . مردم هم نسبت به آنها با مهر و محبت رفتار ميكردند و به قدر امكان با دادن پولى آنها را دستگيرى مينمودند . در نقاط ديگر ايران ، مخصوصا در تهران كه سكنهء كنونى آن از مهاجرين قسمتهاى مختلف كشور تشكيل يافته ، بجاى تكم « حاج فيروز » معمول است . و آن چنين است كه كسانى صورت و دست و پاى خود را با دودهء بخارى سياه ميكنند و پيراهن و شلوار قرمزى ميپوشند و كلاهى به همين رنگ بر سر ميگذارند و در حالى كه دايره زنگىاى بدست دارند در معابر و خيابانها جلوى مردم ميرقصند و هديه دريافت ميدارند . حاج فيروز ، در اصل عنوان نوكران و بردگان سياهپوستى بوده است كه بعضى از ثروتمندان و اشراف ضمن سفر حج از مكه با خود ميآوردند و آنان درماندگانى از مردم آفريقا بودند كه بردهفروشان ، در موسم حج به مكه آورده در معرض فروش ميگذاشتند و چون ايرانيان سياهان آفريقائى را كمتر ديده بودند قيافهء آنها در نظر اينان عجيب جلوه ميكرد . بويژه آنكه آنان هم با حركات و رقصهاى مخصوص ، خاطر صاحبان خود را شاد ميداشتند تا از آزار و اذيت آنان مصون مانند . از اينجاست كه اينعده از نوازندگان دورهگرد ، يعنى حاج فيروزها ، خود را
--> ( 1 ) - مفهوم مصرع دوم چنين است « اين عيد تازهء شما مبارك باشد » .